نقد و بررسی آثار مسعود احمدی نویسنده :سیدمحمد سیدموسوی تبریزی
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 18:22
شعر نقد و بررسی آثار مسعود احمدی شاعری از پشت کوه مسعود احمدی ( متولد ۱۳۴۹ زاده ی سبزوار ، ساکن تهران ، دبیر آموزش و پرورش ) را با شعری به نام " من از پشت کوه آمده ام " که در وبلاگ شخصی اش "خمیازه های شبانه " منتشر شده بود، شناختم . فکر می کنم در سال ۹۴ و یا شاید هم ۹۵ :من از پشت کوه آمده اماز انت...
چند کوتاه سیاه
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 18:22
شعر زندگی داردزیبایی اش را جمع می کند و می رود.جایی... دُکمه ای ... پیچی... دستکاری شده...دنیا هیچگاه اینگونه لق نمی زد...!####دردهایم را می نویسم تا ببینم بر کدام بیشتر باید گریست : خنده ام می گیرد...!####خلیفه به کابُل رسید و دختران دوازده ساله جلو چشم عروسکهایشان مادر شدند...!(برای دختران نوبا...
دو کوتاه
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 18:22
شعر مگر خدا چقدر بزرگ است که این همه محمّد با الله اکبرکشته می شوند؟!(برای محمد خاشه ، کمدین معروف افغان، که توسط طالبان، ابتدا بطرز تحقیر آمیزی شکنجه، و سپس اعدام می شود!) ________دست دنیااز قبر بیرون خواهد ماند تا روزی که لب هایی چنین سرخاز ترس بوسه ایپنهان می شوند...!( برای مرداد و شهریور سیاه ک...
فغانستان
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 18:22
شعر هر پسربچه ی افغان تفنگی ست آویخته بر میخ پستو که هنوز شلیک نشدههر دختر جیغی ست شرم آلود مچاله در کنج حجله که هنوز کشیده نشده... همسایه ی منبا این همه کوه با این همه آفتاب چرا پُشت ات هیچگاه گرم نمی شود ؟مسعود احمدی شهریور ۱۴۰۰ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 16:7 توسط مسعود اح...
جدایی
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 18:22
شعر سالروز جدایی مان را جشن گرفته ام بگذار دیگران مسخره ام کنندبیچاره ها نمی دانند حتی نبودنت بر بودن هر کسیمی چربد ...!مسعود احمدی شهریور ۱۴۰۰ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 16:8 توسط مسعود احمدی |
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 18:22
شعر ما یک ماهی بزرگ بودیم که می خواستیم نهنگ شویم ...نکند نقشه رااز آخر به اول خوانده ایمکه اینگونه فجیع خودکشی کرده ایم...؟!مسعود احمدی شهریور۱۴۰۰ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 16:9 توسط مسعود احمدی |
چند کوتاه دیگر
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:23
قول میدهم به اردیبهشت نرسیده شاعر شودمردی که با رنگ روغن پاییز را در باد کشید و خودش هم وارد بوم شدتا با دختری کمرباریک که روی نیمکت نقاشیاش نشسته بود آذری برقصد ...!========... و غزلهایم را با خودکار قرمزی می نویسم که امروز در جیب پیراهنم رنگ پس دادهدرست روی قلبم... و من فکر می کنم روزی به دست ی...
زاینده رود
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:23
من در سرزمینی شاعر شدهام که تاریخ گوشتِ جغرافیایش راخورده استو استخوانهایش را در دامنهی کوهی انداختهکه آبِ خوش از گلوی هیچ رودخانهای پایین نمیرود...!======نقشهی جهان را از وسط نصف میکنم...اصفهان جییییییییییییییییییغ میکشد...!======آباز سرِ مردمِ شهر گذشترودخانه اماهنوز تشنه بود...!======مسعود احمدی...
خواب دزدی
-
تاریخ: 1399/7/20 ساعت: 2:36
خواب دیده ام ...خوابی عجیب! که خواب هایم را دزدی ده اند ... دلواپسم که تو را پاک کنند ...! مسعود احمدی.خرداد نود و سه
اسکیمو
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:27
کاش اسکیمو بودم تا امیدم را به سگ ها می بستم ... از مدار صفر درجه در بادکنک زمین می دمیدم آنقدر زیاد تا جهان بزرگ شود... آنقدر بزرگ که سهم هر بی خانمان کلبه ای باشد کوچک و مزرعه ای بزرگ تا آفتابگردان بکارند آنقدر زیاد که دنیا از ویروس عشق زردی بگیرد ! مسعود احمدی۲۲دی ۹۴
شعرهای عجوج ۳
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:27
کالسکه ای از کابوس های کور هر شب در کمرکش کوره راهِ خواب های نفرین زده ام راه می افتد به سوی کلبه ای کاهگلی وسط کویری از کلوخ و کژدم و کُزاز ... و همیشه در انتهای مسیر به پسرکی می رسد که با تیروکمان آ
پلاسکو
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:27
حجم انبوه جیغ های راهراه سرگردان آمیخته در دود پیراهن های چارخانه در خیابانی که بوی سوخته ی جمهوری می داد... آتش این زمستان کسی را گرم نکرد ... سوزاند ! مسعود احمدی سوم بهمن ۹۵ آتش ،این بار ، آتش نشان ها را خاموش کرد ... به یاد ایثارگران آتش نشان
پیچ امین الدوله
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:27
پیچ می خورم در خاطرات خاکستری تاریخ این شهرکه هیچگاه به خواب جنگل نرفته است ... پیچ می خورم در جغرافیای گربه ای که چشمهایش فقطدر تاریکی ها درخشیده است ... پیچ می خورمدر خیابانهایی که روزی چندبار روی ح
بغض های یک شاعر ناشناس
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:40
بغض کرده امدر اندوه پنجره هاییکه دختران ایستاده در قاب هایشان راباخته اند ... بغض کرده اماز سماجت ابرهایی هرزهکه ماه حوضچه ی خانه ام رانیمه شبدزدیده اند ... بغض کرده اماز سایه هایی تند و تیزکه در شبی بی مهتابآرزوهایم را چاقو زدند ... بغض کرده اماز توطئه های یک سیلکه دیوار رودخانه راتا پاگرد کلبه امه...
بهاریه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:40
بهار که می آیددلم به مساحت تمام باغهای گیلاس می گیرد ...وحشت تمام شدن ،گلوی بغض هایم را می فشارد ۴۷ سال ؟!!! نه ...دروغ می گویی انگار دیروز بودکه نقاشی های کودکی ام رابا حنای مادربزرگ رنگ می کردم ... انگار دیروز بودکه در فرار از وحشت ختنه شدنتمام کوچه های محل رایک نفس دویده بودم ... انگار دیروز بودک...
دوستت دارم ...!
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:40
مادربزرگ هر شب بعد نماز رو به آسمان با جوالدوزی کج لایه ی اوزون را رفو می کرد ... پدربزرگ اما می گفت : کره ی خاک نه با آب شدن یخ ها و خشکیدن جنگل ها که تنها و تنها و تنها با مرگِ آخرین دوستت دارم خواهد مرد ...! برای نجات زمین دوستت دارم ...! مسعود احمدی۲۹ بهمن ۹۵ نوشته شده توسط مسعود احمدی در ساعت 2...
بهار جنگ زده
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:40
سرخی غروب دجله راتمامدزدیده اند ... زخم پنجره های تیر خوردهبا روزنامه های باطلهناشیانهپانسمان شده اند ... عروسک دختران جنگ رابی آببه جرم بدحجابیسر بریده اند... تو بگودختران نوبالغ این سرزمینآرزوهای بزرگ خود راپای کدام حجلهگریه کنند ؟! مسعود احمدیاسفند ۹۵ به بهانه ی بهار خونرنگ موصل نوشته شده توسط مس...
رویا
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:40
شبی روی سقفِ خانه ی مادربزرگ رویاهای کودکی ام را فریاد کشیدم : الله اکبر ... خدای ستاره ها به لبخند گفت : کمی عقب تر ... کمی بیشتر ، عقب رفتم ... دست هایم را ستاره ها نگرفتند ... من از بام آرزوهایم افتاده ام! مسعود احمدی۲۴ بهمن ۹۵ نوشته شده توسط مسعود احمدی در ساعت 16:16 | لینک |
پیچ های زمین شل شده اند !
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:40
وقتی کولی هاسکوت می کنندیک چیزی سر جایش نیست ... وقتی پنجره هاروبه بهارپرده ی قهوه ای می کشندشاید پیچ های زمینشل شده اند ... وقتی عشقبا فراموشی یک روز تولدبوی نفرت می گیرداحتمالا قصه ی مجنونسر تا پا جعلی ست... هی ! سیاره ی شومکجا می بری ما را ؟ ۱۸ فروردین ۹۵مسعود احمدی نوشته شده توسط مسعود احمدی در ...
ریزگرد
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:40
عاقبت خاک عراق را گرفتیم ... آسمان اهواز را ببین! مسعود احمدییکم اردیبهشت ۹۶ نوشته شده توسط مسعود احمدی در ساعت 21:23 | لینک |