روی سقفِ خانه ی مادربزرگ
رویاهای کودکی ام را
فریاد کشیدم :
الله اکبر ...
خدای ستاره ها
به لبخند گفت :
کمی عقب تر ...
کمی بیشتر ، عقب رفتم ...
دست هایم را
ستاره ها نگرفتند ...
من از بام آرزوهایم
افتاده ام!
مسعود احمدی
۲۴ بهمن ۹۵
برچسب: رویا,
نویسنده: باربد کمالی