شعر
نقد و بررسی آثار مسعود احمدی شاعری از پشت کوه مسعود احمدی ( متولد ۱۳۴۹ زاده ی سبزوار ، ساکن تهران ، دبیر آموزش و پرورش ) را با شعری به نام " من از پشت کوه آمده ام " که در وبلاگ شخصی اش "خمیازه های شبانه " منتشر شده بود، شناختم . فکر می کنم در سال ۹۴ و یا شاید هم ۹۵ :من از پشت کوه آمده اماز انتهای زمین !جایی که مادر در خرپشتهیک سر بندِ رخت را ، همیشه به ماه می بست !خواهرمپروانه های خشکیده ی دفتر خاطراتش رامیان گنجشکها تقسیم می کرد !مادر بزرگ هر شبد
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
شعر
زندگی داردزیبایی اش را جمع می کند و می رود.جایی... دُکمه ای ... پیچی... دستکاری شده...دنیا هیچگاه اینگونه لق نمی زد...!####دردهایم را می نویسم تا ببینم بر کدام بیشتر باید گریست : خنده ام می گیرد...!####خلیفه به کابُل رسید و دختران دوازده ساله جلو چشم عروسکهایشان مادر شدند...!(برای دختران نوبالغ افغان )####قبل از دیدن خواب دندان خونی ات را مسواک کنبلند شو ملاعمر !این فیلم یک شعر تکراری ست ...!(در حاشیه ی تسلط طالبان بر افغانستان )مسعود احمدی مردا
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
شعر
مگر خدا چقدر بزرگ است که این همه محمّد با الله اکبرکشته می شوند؟!(برای محمد خاشه ، کمدین معروف افغان، که توسط طالبان، ابتدا بطرز تحقیر آمیزی شکنجه، و سپس اعدام می شود!) ________دست دنیااز قبر بیرون خواهد ماند تا روزی که لب هایی چنین سرخاز ترس بوسه ایپنهان می شوند...!( برای مرداد و شهریور سیاه کرونایی۱۴۰۰)__________
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 16:6 توسط مسعود احمدی
|
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
شعر
هر پسربچه ی افغان تفنگی ست آویخته بر میخ پستو که هنوز شلیک نشدههر دختر جیغی ست شرم آلود مچاله در کنج حجله که هنوز کشیده نشده... همسایه ی منبا این همه کوه با این همه آفتاب چرا پُشت ات هیچگاه گرم نمی شود ؟مسعود احمدی شهریور ۱۴۰۰
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 16:7 توسط مسعود احمدی
|
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
شعر
سالروز جدایی مان را جشن گرفته ام بگذار دیگران مسخره ام کنندبیچاره ها نمی دانند حتی نبودنت بر بودن هر کسیمی چربد ...!مسعود احمدی شهریور ۱۴۰۰
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 16:8 توسط مسعود احمدی
|
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
شعر
ما یک ماهی بزرگ بودیم که می خواستیم نهنگ شویم ...نکند نقشه رااز آخر به اول خوانده ایمکه اینگونه فجیع خودکشی کرده ایم...؟!مسعود احمدی شهریور۱۴۰۰
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 16:9 توسط مسعود احمدی
|
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
خواب دیده ام ...خوابی عجیب! که خواب هایم را دزدی ده اند ... دلواپسم که تو را پاک کنند ...! مسعود احمدی.خرداد نود و سه
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
کاش اسکیمو بودم
تا امیدم را
به سگ ها می بستم ...
از مدار صفر درجه
در بادکنک زمین می دمیدم
آنقدر زیاد
تا جهان بزرگ شود...
آنقدر بزرگ
که سهم هر بی خانمان
کلبه ای باشد کوچک
و مزرعه ای بزرگ
تا آفتابگردان بکارند
آنقدر زیاد
که دنیا از ویروس عشق
زردی بگیرد !
مسعود احمدی
۲۲دی ۹۴
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
سرگردان
آمیخته در دود پیراهن های چارخانه
در خیابانی که بوی سوخته ی جمهوری می داد...
آتش این زمستان
کسی را گرم نکرد ...
سوزاند !
مسعود احمدی
سوم بهمن ۹۵
آتش ،
این بار ، آتش نشان ها را خاموش کرد ...
به یاد ایثارگران آتش نشان
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
برچسب:
نویسنده: باربد کمالی
برچسب: بهاریه,
نویسنده: باربد کمالی